خب حتماً باید بگویم تقدیم به چه کسی؟!
از گرمی دستت یخ لبهام شده است آب
میچکّد از آن یک دو سبد واژه و عنّاب
نقاش نگاه توام و شور دو چشمت
هی تشنهترم هرچه که میگیرمشان قاب
هر بار شدم خیره به نیلوفر چشمت
انگار فرو رفتهام آرام به مرداب
گفتند مگر وصل تو را خواب ببینم
من آمدهام سر بگذارم به سر خواب
از شیفتگی محو توام، نیست حسادت
این فرق مهمی است میان من و مهتاب
جز نام تو یک آیه نرویید به لبهام
حقا که نگردید به من وحی جز این باب
لبخند زدی، خواستم الهام بگیرم
افسوس نشد مثل دو چشمت غزلم ناب