جشنوارة سي و سوم هم با تمام حواشي و متنش که همه عموما در جريا هستند به پايان رسيد. سوغات بنده نيز از اين ده روز يادداشتهايي است که بعضاً در اينجا و اونجا يا اينجا و اونجا يا اينجا و اونجا منتشر کردهام. جهت خالي نبودن عريضه يکي از آنها را نيز در وبلاگم قرار ميدهم:
برای تماشای این فیلم کمربندهایتان را صفت ببندید
نقد فیلم رخ دیوانه ساختة ابوالحسن داوودی
رخ دیوانه داستان پرهیجانی از سبکسریها و جاهطلبیهای چند جوان است که هر یک با انگیزهای درگیر یک ماجرای ملتهب میشوند. قرار گرفتن نام این فیلم در صدر آرای مردمی جشنوارۀ فیلم فجر به همراه دو فیلم «عصر یخبندان» و «ایرانبرگر» خبر از گرایش پررنگ مردم به سینمای قصهگو و رویگردانی مخاطبان از آثار شبهروشنفکری و ساختارشکن دارد. نتایج آرای مردمی در سالهای گذشته نیز، حتی به رغم آنکه تنها نظرات گروه محدودی از سینماروهای حرفهای را در بر میگرفت، حکایت از فاصلۀ بسیار سینمای شبهروشنفکری از سلایق و علایق سینمادوستان داشت. این در حالی است که جریان خاصی در سینمای ایران با وجود دریافت چنین پیام روشنی و علیرغم انتقادات تند و صریح منتقدان و صاحبنظران حوزۀ سینما، همچنان بر فاصله گرفتن از مسیر اصلی سینما و خلق آثار عجیب و غریبی به نام «فیلم»، بدون قصه و شخصیت و اتفاق، و صرفاً روایت بیمارگونهای از جهان مأیوس و خستۀ خود، اصرار دارند.
رخ دیوانه حرکت آشکاری علیه این جریان نامبارک است. در این فیلم چند جوان که عمدۀ ارتباطاتشان را در فضای مجازی شکل دادهاند، با یک قرار اینترنتی گرد هم میآیند که پیوند مجازی خود را در عالم واقع نیز تجربه کنند...