امشب شب اول محرم است. شبی که بسیاری از هیئات مذهبی در آن با یاد حضرت مسلم عزاداری می‌کنند. این شعر را که برای هفت سال پیش است، پیشکش به محضر حضرتش می‌کنم.

 

هزار نامه به خط‌های کوفي امضا شد
و عهد بستن و رسمي که تازه پيدا شد

 

هزار نامة کوفي به بيعت آمده­اند

و خواهري نگران از جواب آنها شد

 

کنار دارالاماره، مسافري تنها

نگاه خسته و خيسش به سمت بالا شد

 

تمام راه سفر را گذشت از ذهنش

و چشم­هاش پر از خارهاي صحرا شد

 

شکست در خودش از متن نامه­اي که نوشت

و شرمگينِ غم بچه­هاي آقا شد

 

به روي دارالاماره كبوتري تشنه

براي پر زدني سرخ­تر مهيا شد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۵ساعت 22:24 توسط محمدرضا وحیدزاده |

 

قبل‌التحریر: این مطلب سوغاتی این حقیر از سفر عتبات بود که در سایت پیشینه و کتابخانه مجلس به همراه توضیحات تکمیلی و مفید برادر خوبم یاسر قزوینی منتشر شده است. با کمی تأخیر تقدیم می‌گردد:


نیم‌نگاهی اجمالی به حوزة نشر در کشور عراق با توجه به مخاطب عام

 

مقدمه:

آنچه در این گزارش خواهد آمد، نگاهی اجمالی و شتابزده است به اتفاقات حوزۀ نشر در کشور عراق که به علت تنگی مجال و محدودیت نمونه­های آماری مورد مطالعه و عدم امکان بررسی کامل شهرهای مختلف کشور عراق نمی‌توان از آن انتظار دقت علمی و اتقان تحقیقی لازم را داشت. در واقع این گزارش صرفاً دریافت‌های گزارشگر از مشاهدات محدود اوست و باید آن را مقدمه و پیش‌زمینه‌ای برای یک بررسی جامع، دقیق و روشمند در آينده‌اي نزديك دانست. عموم نمونه‌های آماری مورد بررسی در گزارش پیش رو محدود به کتاب‌فروشی‌های پیرامون اماکن مذهبی در شهرهای شیعه‌نشین كشور عراق بوده است و دیگر مناطق شهرهای زیارتی و همچنین شهرهای سنی‌نشین در اين گزارش از دسترس بررسی دور مانده است؛ از جمله شهر بغداد که پایتخت و مهم‌ترین شهر عراق محسوب می‌گردد و به دلایل امنیتی امکان حضور زوّار ایرانی در آن فراهم نیست. از این روی، جهت تکمیل این گزارش ضروری است در فرصتی مبسوط‌تر با نگاهی جامع و دقیق به بررسی مراکز فروش و توزیع کتاب در عراق توجه گردد.

از آنجا که هدف اصلی این گزارش بررسی فرهنگ عامه و وضعیت عمومی حوزۀ نشر در کشور عراق بوده است، تنها به کیفیت تولید و توزیع کتاب در نسبت با مخاطب عام توجه شده و آثار علمی و تخصصی از محدودۀ این بررسی خارج گردیده است. به اعتقاد گزارشگر عموم آثار عرضه‌شده در مراکز فروش کتاب عراق را می توان در پنج دستۀ اصلی تقسیم بندی کرد که در ادامه به تفکیک توضیحات مربوط به هر کدام از این دسته‌ها ارائه می‌گردد:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۰ساعت 17:13 توسط محمدرضا وحیدزاده |


نیمة آبان سال 86 شعر ایران پدرش را از دست داد. در مجلس ختم قیصر شعر ایران در دانشگاه تهران و در حالی که چشمانم از سوگ استاد امین‌پور خیس بود، تلفنم زنگ زد و کسی از آن سوی خط خبر ناگهانی درگذشت پدرم را داد.

این شعر را تقدیم کرده‌ام به همان پدری که به برکت گم شدن پرونده‌ای در اداره‌ای، هیچگاه نفهمیدم باید مرحوم بناممش یا شهید...

 

قدر‍‍ِ يك آسمان باراني مهرباني ميان چشمت بود

خلسه‌اي از امید و آرامش، در شب بی‌کران چشمت بود

 

درد با جسم خسته‌ات يك عمر از برادر رفيق‌تر بوده است

صبر همچون پرنده‌ای غمگين گوشة آشيان چشمت بود

 

هر سحر رخش آهنينت را مي‌نشستي و تاخت می‌رفتی

در دل شهر دود و آهن و سرب، غم نان ارمغان چشمت بود

 

لشکر قرص‌ها و شربت‌ها، روبرویت همیشه صف می‌بست

هریک از سر کلاه برمی‌داشت، گوییا وقت سان چشمت بود

 

با تنت تیرها و ترکش‌ها، با دلت سیرها و سرکش‌ها

با تو فرصت‌خوران چه می‌کردند؟ پاسخش داستان چشمت بود

 

شاید اصلاً بدون فایده بود، بستن بال مرغ جامانده

شوق پرواز را نشاید کشت، شاهدش آسمان چشمت بود

 

نیمة سرد و ساکت آبان، موسم خواب شیشه‌های سرم

چهارشنبه تبسم آخر، فصل تلخ خزان چشمت بود

 

برای دیدن فیلم قرائت این شعر اینجا را ببینید

 

 

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۶ساعت 16:51 توسط محمدرضا وحیدزاده |