به بهانه نمایشگاه

 

امسال شهرستان ادب با همت عالي علي‌محمد مؤدب و دوستان ديگر توانست در مدتي كوتاه چهارده عنوان كتاب را روانة نمايشگاه كتاب كند كه واقعاً خبر خوشحال‌كننده‌اي بود. از مهم‌ترین این آثار هم باید به کتاب جدید استاد قزوه با عنوان «صبح بنارس» و مؤدب با عنوان «کهکشان چهره‌ها» اشاره کنم. از همين روي و به همين وسيله به دوستان خوبم در مؤسسة فرهنگي شهرستان ادب تبريك مي‌گويم و چشم اميد به حضور موفق‌ترشان در نمايشگاه سال بعد و ديگر عرصه‌ها دارم. همچنين با حسن سلیقة مؤسسه، حلقة آفتابگردان‌هاي هفتة گذشتة در نمايشگاه كتاب برگزار شد که با تلاش دوستان برنامة موفقی بود. اين غزل کوتاه نیز در همانجا قرائت گردید که تقدیم می‌شود:

 

 

دوباره دل براي سيبِ خنده‌هات لک زده

و دامنت که از تمشک روي آن شتک زده

 

کنار باغ بچگي که چشم مي‌گذاشتم

3 و 4 و 5 و 6... و يک نفر کلک زده

 

دويدن و صداي خنده‌ها و... ناگهان پدر

و سرخي دو گونه که کسي بر آن دو چک زده

 

و سال‌ها گذشته و تويي که گرگ مي­شوي

و آنکه خورده مي‌شود منم، منِ فلک­زده

 

تويي که باز جر زدي، منم همان کسي که سوخت

همان کسي که باز هم دلش برات لک زده

 

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۷ساعت 12:13 توسط محمدرضا وحیدزاده |