سیصد گل سرخ و یک گل نصرانی

ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟

 ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم

 

در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم

 

 

شهید احمدی روشن 

 

تقدیم به خون پاک شهدای علم و همة شاهدان راه حقیقت

 

 

اگر که شوکت این باغ، به چشم تنگ تو خار است

به گوش خود بسپار این فقط شروع بهار است

 

به تیغ و دشنه تن ما نکرده پشت به میدان

و نیز جای سر ما، نه شانه‌ که سرِ دار است

 

از آن گلی که شکستید هزار غنچه بروید

مباش در پی شاهد، فزون ز حد شمار است

 

به شهریاری شهر شرف رسیدی و روشن

دو چشم عشق که مردن به جز به معرکه عار است

 

به تشنه کامی این خاک جواب سرخ و صریحی است

رگ گلوی من و تو که شکل حرف قصار است

   

هلا سیوف برهنه، شما و سینة چاکم

که بی‌قراری ایل از صدای پای سوار است

 

شکستن گل اگرچه نشانده غم به دل باغ

به جاده لاله نشاندن به پیشوازی یار است

 

فیلم قرائت این شعر در حضور خانواده شهید رضایی نژاد

 

بغض های رفقای دیگر

 

شعری از علی محمد مودب

شعری از میلاد عرفانپور

شعری از محمدمهدی شفیعی

شعری از حسن صنوبری

شعری از مهرداد قصری فر

شعری از حسین سنگری

شعری از رضا شیبانی

شعری از جواد شیخ الاسلامی

شعری از سیدعلیرضا شفیعی

شعری از حامد حجتی

شعری از زهرا بشری موحد

شعری از عارفه دهقانی

طرحی از وهب رامزی

 مداحی از محمود کریمی

 

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۱۰/۲۳ساعت 14:13 توسط محمدرضا وحیدزاده |