یا حضرت رئوف
آخر هفتة گذشته توفیق زیارت خورشید هشتم و پابوسی حضرت رضا نصیبم شد تا در ایام ولادت حضرت معصومه نایبالزیارة دوستان باشم. غزل زیر قبل از سفر شروع شد و در مشهد تمام. چند روزی بیشتر تا ولادت آقا باقی نمانده است. همة اینها را توفیق نوکری خود و بندهنوازی حضرتش میدانم:
خورشيد بيغروب خراسانمان سلام
يا حضرت رئوف، شه مهربان سلام
وقتي ز سمت مشرقتان عشق ميوزد
گل ميكند هرآينه بر هر دهان سلام
پر ميزنم كبوتر پيغامبر شوم
با بالهاي خسته برم يك جهان سلام
از شهر رِي به محضرتان عرض احترام
از مشهدالرضا به قم و جمكران سلام
اذن دخول را درِ بابالجواد خواند
هرکس که خواست بشنود از عمق جان سلام
بعد از نماز و روضه تپیدن گرفته است
هر چشم خیس تا که دهد سمتتان سلام
با خيل زائران شما، صحن انقلاب
مثل شروع عاشقیام، ختم آن سلام