غیبت این روزهایم بسیار شده است و بر گردنم بار عذرخواهی است. اما باید قسمتی از این تأخیر را به حساب دسترسی نداشتن به اینترنت بگذارم. به هر روی امکانات نبود و این وبلاگ کمی بیات شد.

 

آقای موسوی شما که علی الباطن مسلمانید چرا هرچه به ظاهر بر ذهنتان می آید می گویید؟!

(همۀ قسمت هایی که در پرانتز است از متن اصلی است)

همین امروز مطلبی را از سیدعبدالجواد موسوی خواندم که باعث شگفتی بسیارم شد. آنگونه که مطلبی را که آماده کرده بودم، ناگزیر برای نوبتی دیگر گذاشتم و قصد نوشتن این چند سطور را کردم. موضوع یادداشت موسوی کتاب معروف (مسئله) بود؛ کتابی که به همت علی محمد مودب و کاظم رستمی و همکاری بسیاری از دوستان شاعر دیگر گرد آمد و به نظرم انتشار آن اتفاق مهمی بود. موسوی در یک یادداشت از مختار بودن جماعت شاعر به ابراز عقاید سیاسی گفته بود و از مجاز بودن انتشار این ابراز. در ابتدای مطلب از منطق سلیم موسوی و نگاه باز او متعجب شده بودم و این روحیه را به نگاه تحسین نگریستم. اما در ادامه کلمات و تعبیراتی را در متن دیدم که به جد چشمانم را بر سطور یادداشت خشک کرد. موسوی مدعی شده بود که گردآورندگان این مجموعه به (حداقل اصول اخلاقی احترام) نگذاشته اند و (برای رسیدن به منافع فردی و جمعی دست به هر ترفندی) زده اند. او آن ها را از (انوری و عنصری) ترسوتر دانسته است زیرا (برای رسیدن به مقاصد خود هیچ حد و مرز اخلاقی و انسانی) را نمی‌شناسند. او معتقد است آنان (به هیچ قانونی مقید نیستند) و پیشگویانه پیش بینی کرده است که (این دوستان علی‌الظاهر مسلمان و متعهد) در آینده (حرفی برای گفتن) نخواهند داشت.

برای خواندن متن کامل فحاشی های موسوی می توانید به سایت خبرآنلاین مراجعه کنید.

اما دلیل این همه فحش چیست؟ به گفتۀ خود او جرم این دوستان آن است که (ازهیچ شاعری اجازه چاپ آثارش را نگرفته‌اند) و (چه بسیارند کسانی که به شدت از درج اشعارشان در این کتاب ناراضی‌اند)! همچنین اینکه (بسیاری از این اشعار با هیچ سریشی به این قضایا مربوط نمی‌شوند.) چگونه یک انسان به باطن مسلمان به صراحت و آشکارا می تواند ادعا کند که از هیچ شاعری اجازه گرفته نشده است؟! از هیچ شاعری؟؟!! جمع بسیاری در نظر آقای موسوی یعنی چند نفر؟ آقای موسوی معمولاً به چه تعداد انسان اطلاق جمع بسیاری می کنند؟! تا کنون دو شب شعر با این موضوع برگزار شده است که بسیاری از شاعران این مجموعه و بیشتر آن هایی که در تهران بوده اند و مجال شرکت در این شب شعرها را داشته اند، در آن ها حاضر شده اند و به قرائت شعر پرداخته اند. بسیاری از این شاعران خود دست اندرکاران جمع آوری این اشعار بوده اند. چگونه است که این سید بزرگوار و اهل اندیشه و قلم اینگونه با صراحت واژۀ هیچ را بر قلم خویش جاری می سازد؟! معیار سریش سنجی آقای موسوی چیست؟ آقای موسوی چه تعریفی از سریش دارند و آیا به حکم نامناسب بودن نتیجۀ این سریش سنجی می توان کسی را از مسلمانی ساقط کرد؟ آقای موسوی و هر آشنای دیگری نیک می داند که قدرت برای جماعت فرهیخته یعنی کف و سوت جماعت اهل ادب و هنر؛ و شاعر و هنرمندی که در پی قدرت باشد هیچگاه اعتبار و آبروی خویش را در نزد صاحبان اشرافیت فرهنگی با هیچ چیز دیگر عوض نخواهد کرد. حیات هر اهل هنری اقبال خواص و جامعۀ ادبی و هنری به اوست و کسی که از این جماعت در پی مقام و جایگاهی رفیع است، هیچ گاه با اقدامی ناهوشمندانه (از نگاه این جماعت) آبروی خویش را بر کف دست نخواهد گرفت. آقای موسوی! آنگاه شما چگونه چنین صفاتی را سزاوار قلندرانی می دانید که اعتبار ادبی خویش را علم کرده اند و خود را آماج فحاشی های شما و امثال شما کرده اند؟ ای کاش در فحش هایتان از نسبت هایی غیر از این بهره برده بودید که آوردن نام عنصری و انوری به هیچ روی بخردانه نبود. آقای موسوی! شما نیک می دانید و ما نیز و انشاءالله همان آیندگانی که شما پیشگویانه از آن سخن گفته اید، که دلیل اصلی این فحاشی ها چیست و این دوستان هم پیش از این سینۀ فراخ خویش را جهت تیر سخن شما و دیگران آماده ساخته اند. تا باد چنین باد!

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ساعت 15:11 توسط محمدرضا وحیدزاده |