مارگريت دوراس كيست؟
مارگریت دوراس نویسندۀ نامدار فرانسوی، روشنفکری فمنیست و نویسندۀ فیلمنامۀ «هیروشیما عشق من» است که به اعتقاد برخیها با سازمانهای جاسوسی سیا و موساد در ترور رهبران جنبشهای ضد آمریکایی همکاری داشته است. از جمله پیام فضلی نژاد در صحۀ 120 کتاب «ارتش سری روشنفکران» در شرح ماجرای قتل پروفسور مهدی بنبرکه سیاستمدار مشهور ضد آمریکایی و رهبر اتحادیۀ ملی نیروهای تودهای، بر نقش دوراس در این عملیات تأکید کرده است. فضلینژاد در این کتاب مینویسد:
«سرویس جاسوسی فرانسه همراه دیگر شرکای امنیتی خود مانند موساد در دهۀ 1960 پروژۀ تشکیل یک «شبکۀ جاسوسی دانشگاهی» را در مراکش دنبال میکردند و همۀ تلاش خود را به جلب همکاری غیر مستقیم پروفسور مهدی بنبرکه سیاستمدار ضد آمریکایی مشهور و رهبر اتحادیۀ ملی نیروهای تودهای معطوف ساختند. بنبرکه از بانیان «استقلال مراکش» بود و به فکر تأسیس دانشگاه سهقاره برای تربیت «روشنفکران ضد استعماری» افتاد. این یک فرصت استثنایی جهت کنترل نامحسوس و تأثیرگذاری پنهان سرویس جاسوسی فرانسه روی محافل آکادمیک و روشنفکری ضد آمریکایی به شمار میرفت. فرانسویها دو گزینه را دنبال کردند. اول کوشیدند تا به هر طریقی به بنبرکه نزدیک شوند تا او را جذب کنند و دوم اینکه در صورت شکست عملیات جذب، پروژۀ ترور او را نیز طراحی کردند تا مانع افزایش فزایندۀ قدرت تئوریک و علمی مخالفان نظام سرمایهداری شوند. روز 29 اکتبر 1965، وقتی مهدی بنبرکه به دعوت مارگریت دوراس و ژرژ فرانجو به کافهای در مرکز شهر پاریس رفت، ربوده شد و جسدش هرگز به دست نیامد.»
فضلینژاد در ادامه اصل ماجرا را اینگونه تشریح میکند:
«فیگون (رابط سرویس جاسوسی فرانسه با هنرمندان) در سال 1965 مأمور میگردد تا به بهانۀ ساختن فیلم مستندی با عنوان «مبارز ضد استعمار: مهدی بنبرکه» پروژۀ ترور او را پیش ببرد. نویسندۀ فیلمنامه را مارگریت دوراس و کارگردانش را ژرژ فرانجو (فیلمساز مشهور فرانسوی و سازندۀ فیلم مرد بدون چهره) انتخاب کردند. فیگون ابتدا با پروفسور بنبرکه در مصر قرار ملاقات گذاشت و در آنجا یک ژنرال پلیس مخفی مراکش به عنوان «تهیهکنندۀ جعلی فیلم» او را شناسایی کرد. سپس برای مقدمات تولید فیلم، با بنبرکه در پاریس قرار دیداری گذاشتند تا مارگریت دوراس را به عنوان فیلمنامهنویس و ژرژ فرانجو را به عنوان کارگردان به او معرفی کنند. بنبرکه، همراه یک روشنفکر مراکشی دیگر برای ملاقات با آنان عازم کافهای در پاریس شد؛ اما همان ابتدای ملاقات، چند مأمور لباس شخصی پلیس مخفی فرانسه او را ربودند و پس از انتقال به روستایی کشتند. سالها بعد فاش گشت بنبرکه قربانی معاملۀ پادشاه مراکش با سرویس جاسوسی موساد و سرویس جاسوسی فرانسه شده است؛ معاملهای کثیف که با مشارکت «مهمترین روشنفکر زن» فرانسه، یعنی مارگریت دوراس و فیلمساز شهیری مانند ژرژ فرانجو رخ داد و پشت پردۀ ماجرا، موساد طراح اصلی نقشه و سرویس جاسوسی فرانسه مسئول اجرای عملیات ترور بود. همان سال با همکاری سرویسهای جاسوسی اروپایی-آمریکایی مالکومایکس و سه روشنکفر منتقد دیگر لیبرالیسم نیز کشته شدند. در دهۀ 1960 سازمانهای سیا و موساد بیشترین آمار قتلهای «مخالفان سیاسی» و «روشنفکران منتقد» را در کارنامۀ خود به ثبت رساندند. این سرویسها به سبب ناکامی در عملیات «جاسوسی آکادمیک» به «ترورهای آکادمیک» روی آوردند. قتلهای زنجیرهای روشنفکران ضد سرمایهداری و ضد آمریکایی که طیف وسیعی از مبارزان مستقل تا روشنفکران چپگرا را در بر میگرفت، به بیاعتباری کامل سیستم جاسوسی غرب - و نه تنها فرانسه - انجامید. این واقعۀ تکاندهنده که کتابها و فیلمهای زیادی دربارهاش به بازار آمد، گویای همکاری پنهان هنرمندان برجستۀ اردوگاه لیبرالسرمایهداری مانند مارگریت دوراس با سازمانهای جاوسوسی غرب برای ترور روشنفکران و مبارزان ضد استعماری است.»
همچنین در این کتاب منابع دیگری نیز برای آشنایی بیشتر با ماجرای ترور بنبرکه ذکر شده است.