این مطلب پیش از این در نشریۀ سینمارسانه منتشر شده است.

«شیرینی خیانت»

جشنوارۀ فیلم فجر در سی‌امین دورۀ خود شاهد بروز اتفاقی مهم بود. در این جشنواره موضوع خیانت و ارتباطات نامشروع زنان و مردان متأهل با غیر از همسرانشان، تبدیل به پربسامدترین موضوع آثار به نمایش‌درآمده و عامل شگفتی همۀ حاضران در جشنواره گردیده بود. وجود هفت، هشت فیلم از میان فیلم‌های جشنوارۀ سی‌ام با موضوع اصلی خیانت، اتفاق نادر و تعجب‌برانگیزی بود که می‌توانست پیام‌های نگران‌کنندۀ بسیاری را با خود به همراه داشته باشد. اما از میان این آثار داستان فیلم «برف روی کاج‌ها» کمی متفاوت‌تر است.

فیلم «برف روی کاج‌ها» به کارگردانی پیمان معادی و تهیه‌کنندگی سید‌جمال ساداتیان، داستان زندگی زنی جوان است با بازی مهناز افشار که مدرس پیانو است و به طور اتفاقی، پی به ارتباط همسرش با یکی از شاگردان خود می‌برد. پس از گفتگوی زن با پسری که خود را نامزد همان شاگرد معرفی می‌کند و اطلاع زن از نحوۀ ارتباط همسر و شاگردش، مرد خانه را ترک می‌کند و به جهت شرم از کاری که کرده است، خود را از زن پنهان می‌سازد. زن نیز که اکنون تنها شده است، با همسایة جوانی با بازی صابر ابر آشنا می‌شود که به تازگی به محلة آن‌ها آمده است و در طی چند دیدار، دلبستة او می‌شود و با او ارتباط برقرار می‌کند. فیلم «برف روی کاج‌ها» برای بازی ویشگا آسایش کاندید بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد و توانست عنوان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را نیز کسب کند.

در میان چند فیلمی که موضوع آن‌ها را خیانت تشکیل می‌داد، به جرئت می‌توان گفت فیلم «برف روی کاج‌ها» تنها فیلمی بود که قصد داشت تصویری دلپذیر و زیبا از این نوع ارتباط به نمایش بگذارد و ضمن تحسین کارگردان باید گفت به‌خوبی هرچه تمام‌تر نیز از عهدۀ این مهم برآمده بود. در این فیلم بازیگر نقش اول زن با قرار گرفتن در موقعیتی ناخواسته و سخت، ناگزیر به تن دادن به شرایط پیش‌آمده می‌گردد. به نظر می‌رسد این اولین و مهم‌ترین درسی است که معادی از کلاس درس همکاری با اصغر فرهادی برای فیلم خویش به ارمغان آورده است. شرایط ناگزیر! بیایید از این منظر نگاهی گذرا بیندازیم به آثار پیشین فرهادی. به عنوان مثال می‌شود از رقص در غبار شروع کرد. پسری علاقه‌مند به دختری است که مادری بدنام دارد. علاقه‌مندی دلیل نمی‌خواهد، همان‌گونه که بدنامی. پس پسر ناگزیر به انتخابی ناخواسته می‌گردد و تراژدی می‌آغازد. یا مثلا فیلم شهر زیبا. پسری نوجوان به دختری علاقه‌مند می‌شود و باعث مرگ او می‌گردد. پدر خواهان قصاص است. خواهر حاضر به هر کاری است برای کسب رضایت. دوست پسر برای کسب رضایت وارد قصه می‌شود. در این مسیر به خواهر پسر علاقه‌مند می‌گردد. پدر دختر در صورت ازدواج دوست با دختر دیگر بیمارش حاضر به دادن رضایت می‌شود. دوست در حالی که همه‌چیز طبیعی پیش می‌رود و هیچکس مقصر نیست، در شرایطی ناگزیر قرار می‌گیرد. دربارۀ الی کمی پیچیده‌تر است. دوست الی می‌خواهد الی را با خود به سفر آورد. الی می‌پذیرد. دوست الی و دیگران سعی می‌کنند الی را با فردی دیگر آشنا سازند. الی در دریا غرق می‌شود. دوستان جهت اطلاع به خانواده مجبور به تماس با نزدیکان الی می‌گردند. نامزد الی به صحنه می‌آید و همه می‌فهمند الی نامزد داشته است. نامزد الی در مواجهه با افرادی قرار می‌گیرد که قصد شوهر دادن نامزدش را داشته‌اند. فاجعه رخ می‌دهد و هیچ‌کس هم مقصر نیست. جدایی نادر از سیمین. داستان فیلم را همه می‌دانند. فاجعه رخ می‌دهد در حالی که هیچکس را نمی‌توان مقصر دانست.

بازگردیم به برف روی کاج‌ها. به نظر می‌رسد معادی در کاربست این فرمول و پس دادن درسش خوب از عهدۀ کار برآمده است. اما با یک تفاوت مهم. معادی تلخی و سیاهی نسخۀ فرهادی را برای کار خودش مناسب نیافته است. در نتیجه به جای اضطراب و فشار، ناگزیری شرایط فیلمش را بر بستری از آرامش و زیبایی و برف و کاج پهن کرده است. فکر کنید بازیگوشی‌ها و شرینی‌های بازیگری مثل صابر ابر چقدر می‌تواند در تثبیت این فضا کمک‌کننده باشد. در فیلم «برف روی کاج‌ها» شخصیت اول فیلم که از طبقۀ خاصی از اجتماع است و مزین به هنر نوازندگی پیانو و لابد خیلی روشنفکر و باکلاس، ناخواسته متوجه ارتباط نامشروع همسرش با شاگرد خود می‌گردد. خُب طبیعی است که مرد هم خجالت می‌کشد و کم‌رنگ می‌شود. حال زن جوان و تنها و غمگین و پیانیست و مهربان و روشنفکر و شاغل و غیره‌ای را تصور کنید که با دلی شکسته و آکنده از اندوه، با پسر شیرین و جذابی مثل صابر ابر که به سادگی، قند در دل تماشاچی‌ آب می‌کند، آشنا می‌گردد. فیلم پیش می‌رود و می‌رود تا جایی که هر بیننده‌ای از این ارتباط برفی شکل‌گرفته احساس رضایت می‌کند. آن‌قدر که حتی بعد از بیرون آمدن از سالن سینما بی‌معطلی به سراغ صندوق‌های رأی‌گیری می‌رود و نام فیلم را به عنوان بهترین فیلم جشنواره داخل صندوق می‌اندازد. توجه به کارگردانی خوب فیلم و بازی‌های قابل قبول اثر و کاریزمای شخصیتی خود پیمان معادی و خاطرۀ تماشاگر از متن و حواشی فیلم جدایی نادر از سیمین هم تأثیری در اصل ماجرا نخواهد داشت. ماجرا همان است که دیدید.

فیلم «برف روی کاج‌ها» یکی از تأمل‌برانگیزترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران است. فیلمی که در آن به شکل قابل ملاحظه‌ای، ارتباط زن شوهردار با مردی نامحرم، برای مخاطب شیرین و هیجان‌انگیز تصویر شده است و مخاطب ضمن همذات‌پنداری با شخصیت زن، با لذت او را همراهی می‌کند.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ساعت 5:52 توسط محمدرضا وحیدزاده |